ولی کاش می شد آدما بعد از ازدواجشون دوستای قبل از ازدواجشون رو فراموش نکنن.
ماه رمضان داره می یاد، هر چند که اعتقاداتم داره سست میشه ولی روزه سرجاشه، واسه هم دعا کنیم.

روز ها ميگذرند ... لحظه ها از پي هم ميتازند ...
وگذشت ايام، چون چروکي است که برچهره من ميماند
روزهاميگذرند، که سکوتي ممتد، برلبم ميرقصد
قصه هايي که زدل مي آيند، زيرسنگيني اين بارسکوت
بي صداميميرند.
روز ها ميگذرند ...
لحظه ها از پي هم ميتازند ...
< هر وقت می خواستم آپ کنم قبلش یه اتفاقایی می افتاد، اون از بعد عید بعدشم ماجرای کودتا پیش اومد که هنوز هم نتونستم هضمش کنم >
< غارتگرانه شادی گویی که در کمینند، تا سر زند ندایی، یکدم نفس بگیرند >
< تردید نکن سپیده سر خواهد زد/ خواب از سرمان دباره پر خواهد زد/ تردید نکن کسی ز نسل خورشید/ بر ریشه خشک شب تبر خواهد زد > (مستان- همای)

سین اول سلام؛ سلام به بهار و باران و یاران، سلام به پاکی چشمه ساران
سین دوم سحر؛ سحر که مرغ می خواند، سحر که آوازش را سپیدار بیدار می داند.
سین سوم سادگی؛ ساده باشیم مثل بنفشه کنار جوی با پاکی هم کاسه باشیم
سین چهارم سرود؛ سرود شقایق و شعر و شور، سرود پرواز به دور
سین پنجم سپید؛ دستمان سپید، قلبمان سپید، مثل پرنده ای که به آسمان پرید
سین ششم سفر؛ سفر کنیم با سیمرغ و صبح و شکوفه ی سیب، به سرزمین آب و نسترن و نی
سین هفتم سلام؛ دوباره سلام، سلام به صبح و سپیده و سحر، سلام به پرواز و پر
